X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

چرک نویس های زندگی من

یادداشت روزانه؛ دل نوشته ها و ثبت خاطرات یک اسفندماهی

درباره من
حرف هایی که فقط در ذهن مانده...
نویسنده: ^ S ^
تاریخ: پنج‌شنبه 26 بهمن 1396 ساعت: 10:25

انقدر این مدت کلافه و خسته شدم تصمیم گرفتم یه تغییراتی ایجاد کنم تا حالم بهتر بشه و البته که به دنبال هدف هم هستم.

نمیدونم این بی ثباتی ها تو رفتار و افکارم بخاطر چیه  یا کلا این شکلی هستم 

چند وقت پیش تصمیم گرفتم برم کلاس گیتار و کم مونده بود ولی به دلایلی نشد 

نوشتن رو خیلی دوست دارم 3 تا رمان نصف و نیمه دارم که فعلا وقت نوشتن رو ندارم. حس میکنم اون احساس اولیه ای که تو نوشتن داشتم رو از دست دادم. 

به آقای میم گفتم برم سرکار؟ نه گذاشت و نه برداشت گفت برو خیلیم خوبه. ( از لحاظ مالی ) 

میتونم تو درمانگاه کارکنم مرتبط با رشتم یا مربی مهد که اصلا میونه خوبی با بچه ها ندارم 

بعد یادم افتاد تا همین چند وقت پیش تصمیم گرفته بودم فوق دیپلمم رو که گرفتم برم رشته طراحی فرش بخونم بازار کارش هم تو شهرمون خیلی خوبه 

یه ترم دیگه مونده که متاسفانه چون دانشکده ترم تابستونی نداره باید صبرکنم تا مهر 97. ( لعنت به اون روزی که خر شدم و یه ترم الکی نرفتم. الان باید ترم اخر می بودم 

حالا من موندم و یه زندگی بی هدف و افکار درهم برهم 

تازه جدیدا به ورزش علاقه پیدا کردم. اونم یه دو سه تا ورزشی که در حد علاقه هستن شایدم به سمت یکیش رفتم و ادامه دادم 

همه چیز در مورد خودم رو از یاد بردم. 

اگه به یکی از اطرافیانم بگم میگه حالا فعلا درستو تموم کن! ولی نمیشه. نمیتونم همینجایی که هستم ثابت بمونم میخوام یه کار دیگه داشته باشم. حالا چه سرکار چه ورزش و موسیقی. هرچی. 

اون علاقه وافر هم که به نقاشی داشتم رو انقدر بهش توجه نکردم داره خاک میخوره و فراموش میشه 

حالا من که میدونم دلیل همه این نشدن ها چیه ولی اصلا نمیخوام بهش فکر کنم 

کلی کتاب نخونده هم دارم 

متاسفانه اصلا هم اهل برنامه ریزی نیستم!!!! 

میخوام تا خرداد که فرصت دارم خوب فکرکنم و از همون اول تابستون برم دنبال کاری که دوست دارم و خوشحالم میکنه 

هدفم رو پیدا کنم اون وقت شاید خیلی چیزها درست بشه 

امیدوارم که بتونم خودم همه چیز رو درست کنم و اون چیزی بشم که انتظارش رو از خودم دارم اون کاری رو بکنم که خوشحالم میکنه و بهم اعتماد به نفس میده!