چرک نویس های زندگی من

یادداشت روزانه؛ دل نوشته ها و ثبت خاطرات یک اسفندماهی

درباره من
حرف هایی که فقط در ذهن مانده...
نویسنده: ^ S ^
تاریخ: جمعه 27 بهمن 1396 ساعت: 11:53

هیچی لذت بخش تر از این نیست که از خواب بیدار بشی و اولین چیزی که می بینی اینه که داره بارون میاااااااد 

هوا ابری بارون تند بوی خوب ... 

این تیکه از شهر سهراب سپهری حسابی میچسبه الان 

"چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید

واژه ها را باید شست، واژه باید خود باد، واژه باید خود باران باشد

چتر ها را باید بست، زیر باران باید رفت

فکر را، خاطره را، زیر باران باید برد با همه مردم شهر زیر باران باید رفت

دوست را زیر باران باید دید، عشق را زیر باران باید جست

زیر باران باید بازی کرد، چیز نوشت، حرف زد، نیلوفر کاشت

زندگی تر شدن پی در پی، زندگی آب تنی در حوضچه ی اکنون است"