چرک نویس های زندگی من

یادداشت روزانه؛ دل نوشته ها و ثبت خاطرات یک اسفندماهی

درباره من
حرف هایی که فقط در ذهن مانده...
نویسنده: ^ S ^
تاریخ: یکشنبه 29 بهمن 1396 ساعت: 20:00

یه پوشه ای هست که داخلش فکرمیکنم 200 تایی عکس هست. با این که میدونم با دیدن عکسها حالم بشدت بد میشه اما بازم نمیدونم چه کاریه که همش میخوام برم سراغ اون پوشه. تمامش هم اسکرین شات هایی هست که هرکسی که از قضیه هم بی خب باشه بازم بخونه حالش بد میشه. میخواستم پاکش کنم نشد. یکی نذاشت گفت خودش مدرکه. برای یه روزی!

بغض، کینه، شک و تردید، نفرت و هر حس بدی که تو دنیا هست یکجا به سراغم میاد! گاهی عکسهارومیبینم و باخودم میگم یادت باشه دیگه اشتباهاتتو تکرار نکنی... درسته نابود شدم و کم مونده بود زندگیم از دست بره و حتی خودم! اما راه ناهمواری بود برای رسیدن به همواری الان.

کاش هیچوقت نسبت به کسی دچار حس نفـــــــرت نشیم!