X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

چرک نویس های زندگی من

یادداشت روزانه؛ دل نوشته ها و ثبت خاطرات یک اسفندماهی

درباره من
حرف هایی که فقط در ذهن مانده...
نویسنده: ^ S ^
تاریخ: دوشنبه 30 بهمن 1396 ساعت: 22:31

بهش گفتم: چرا این کار و کردی؟ قبول کن کارت خیلی اشتباه بوده.

گفت: قبول دارم. ولی ناراحتم چرا بابات پشت منو خالی کرد. چرا حمایتم نکرد؟ 

گفتم: از اشتباهت حمایت کنه؟! از کار زشتت؟ بهش زمان بده. 


کار بدی کرده بود. همه مون رو خراب کرد و توقع داشت بازم کنارش باشیم. گله نکنیم. 

پشت پا زد به این همه سال رابطه نزدیک و خوب. به اون همه مهر و محبت دو طرفه. چرا؟ فقط واسه یه انتقام.

انتقامش رو گرفت. 

زندگی طرف رو خراب کرد. 

چهره واقعی خودش رو نشون داد و چقدر ماهارو ناراحت کرد...

همه مون رو با طناب انتقام خودش کشید تو چاه. 


نشسته کنارم. همه حرف ها و کارهای چند ماه پیشش میاد تو ذهنم. 

دلم تنگ شده واسه اون آدمای قبلی. دلم فقط به اینا خوش بود. تموم شدن