X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

چرک نویس های زندگی من

یادداشت روزانه؛ دل نوشته ها و ثبت خاطرات یک اسفندماهی

درباره من
حرف هایی که فقط در ذهن مانده...
نویسنده: ^ S ^
تاریخ: شنبه 19 اسفند 1396 ساعت: 00:23

عجب هوایی شده! بوی عید بشدت میاد. حال و هوای این روزا رو دوست دارم. با وجود تمام دلتنگی هایی که گاهی به سراغم میان و تبدیل به یک بغض بزرگ میشن. 

خیلی دوست داشتم برم بیرون. برم تو پارک نزدیک خونه. قدم بزنم. نگاه کنم به آسمون. این هوای خوب رو با شدت به ریه هام بکشم اما نمیشه. 

امیدوارم این هفته بتونم و برم. 

سه شنبه آخرین کلاس هست و بعدش تمام!!! از الان به فکر امتحان میانترم دوشنبه هستم. هیچی بلد نیستم و اصلا حس درس خوندن رو ندارم. 

از چهارشنبه خونه تکونی رو شروع می کنم. دیگه از اوضاع خونه خسته شدم. یه فکرای خوبی دارم واسه تغییر دکوراسیون. و خرید کلی گلدون. 

و ایجاد یه باغچه کوچولو کنار حیاط. میخوام گل یاس بکارم که وقتی پنجره رو باز می کنم بوی مست کنندش بیاد داخل .

از حال این روزا بگم که هم خوبم هم بد. 

هم شادم هم غمگین. دلتنگ خیلی چیزا هستم و نسبت به خیلی چیزا بی حوصله و بی تفاوتم. 

دلم یه مسافرت می خواد. می خوام از شهر خودمون برم یه جای دیگه چند روز نباشم گوشیمو خاموش کنم اما فقط در حد یه فکر میتونه باشه! 

خیلی حرف ها واسه گفتن دارم اما حس نوشتن همیشگی نیست....