چرک نویس های زندگی من

یادداشت روزانه؛ دل نوشته ها و ثبت خاطرات یک اسفندماهی

درباره من
حرف هایی که فقط در ذهن مانده...
نویسنده: ^ S ^
تاریخ: دوشنبه 21 اسفند 1396 ساعت: 21:42

هیجانم هر روز بیشتر از قبل میشه. انگار امسال عید همه چیز واسه من فرق داره. پارسال اصلا شور و شوق نداشتم.

خوبه که کلاس های فرداهم کنسل شد. یه روز فرصت بیشتر دارم واسه انجام کارها.

امشب با آقای میم پرده های در و پنجره رو باز می کنیم تا بدم اتوشویی. تو همین یکسال کلی گرد و خاک روش نشسته. هرچند مامان میگه نمیخواد. ولی من می خوام دوباره همه چیز نو و تمیز باشه. خاله میگه پرده ها کمه میشه خودتم بشوری. از این مورد کلا میگذرم!!!!!!!

فردا که برم خونه مامان، پرده ها رو میدم اتوشویی و کارهارو از چهارشنبه شروع می کنم.

کمد هارو باید جابجا کنم. البته که کار من نیست! بشدت این کمد لباس سنگین و بزرگ هست.

تازه هنوز هیچی نخریدم! امسال چه صبور شدم فقط مانتو خریدم.

اصلا فردا نرم خونه مامان و کارارو شروع کنم!  هرچی فکرشو میکنم میبینم خیلییی زیاده!

امروز تا برسم خونه 7 بود. خسته و کوفته یه جمع و جوری سطحی انجام دادم.

***

دوست جانم قراره تو عید برن مشهد. اون هم با همسرجانش دونفری. خیلی دلم هوای مشهد رو کرده.

امیدوارم به زودی قسمت بشه بریم.

در غیر اینصورت امید دارم که حداقل اطراف شهر یه چند روزی بریم تفریح!

داداش جون میگه بریم شمال. تابستون اونجا بودیم. اصلا دلم نمی خواد برم.

****

دیروز فیلم رگ خواب رو می دیدم. نمیدونم چرا هر دوباری که اتفاقی این فیلم رو دیدم یه قسمت مشخصیش بوده. دقیقا از اونجا که دختره میره تو رستوران پیش کامران تا بعدش که باهم خوب میشن و کامران میره مسافرت. دیگه ندیدم!

ولی همین زمان هم حس و حال خوبی بهم میده. عاشق خانم لیلا حاتمی هستم. البته آقای تهامی هم عالی بودن. ولی حال و هوای اون دختر تو فیلم یه جوری بود. نمیدونم چطور حسم رو بگم.

من اینطوریم که بشدت تحت تاثیر فیلمی که دیدم  یا کتابی که خوندم قرارمیگیرم. گاهی وقتا خوبه گاهیم به ضررم هست.

مثلا بعضی وقتا خیلی دلم میخواد مستقل باشم. از همه لحاظ. دلم میخواد خونمون جدا باشه. یه خونه حیاط دار که فقط یه طبقه داره و ساکنش فقط منم. گاهی برم تو حیاط. تو آفتاب بشینم. شعر بخونم یا حتی برم دوچرخه سواری تو پارک نزدیک خونه.

ولی نمیشه. یه چیز مسخره بنام عرف کوچه و محله و جامعه خط میکشه رو همه چی.

*****

چای دم کشید. با اجازه!